Tuesday, October 19, 2010

روزگار

Tuesday, October 19, 2010
چشمانم را خواهم بست بر زلالی خیالات قلبم
         و از پس غبار خاکستری سیگار، نگاه می کنم به روزگار

روزگاری که بر نمی تابد شکلات تلخ را
روزگاری که به قتل رسانده است آن کودک بی گناه را
و روزگاری که محبت را در نطفه خفه کرده است
         و دوست داشتن را، به جز وارستگی، معنا



پ.ن : مدت ها پیش نوشته بودمش؛ اما نمی دانم چگونه فراموشش کرده بودم؟!

4 comments:

سین.میم said...

طاقت نمی آورم ... باز می گردم به زلالی خیالات قلبم

erfan said...

بگذار همه از جنس سنگ باشند، تو از نژاد چشمه باش

Amir Hassan Khodadadi said...

reza jun!
enghadr az ruzegar o falak o zamin o asemun nanalim hame taghCre khodemune!
;)

UGD said...

قشنگ بود

 
Black Sam © 2008. Design by Pocket