این آشیانه بفروشم که دگر جای نخواهم
رؤیاها چه زیبا رخ نمودند
آتش ها چه سخت سوزاندند
مرگشان فرا رسید
گویی فقط در قصه ها رنگ حقیقت داشتند
روزها از پس روزها
ذهن، خسته ی دل شدست
دیگر بس است
این معرکه دل می کشد
این معرکه خنجرزار من است
التماست می کنم
اشک هایم را نگر
التماست می کنم
دیگر بس است

3 comments:
naravad mikhe ahanin dar sang...
goftam miri haj adam mishi hanoz ke nashoD...:D
wa dar in marake deli ra mishekanand
دیگر بس است
.
.
.
باز هم که تاخیر دارید؟
Post a Comment