صندلی ای با پایه هایی بر سقف
سری آویزان از تنی واژگون
اتاقی ست کَفَش سبز، به رنگ لجن
و هوایی خفه تر از عمق مرگ
قانون تو را به کف می خواند
و تو همچنان چسبیده به سقف
اینجا سرای کرکسان
اینجا بهشت کرم ها
اینجا قتلگاه عظیم
اینجا گورستان کاخ نما
کدام خلأ تو را به کف نسپرد ؟
کدام خلأ ؟

8 comments:
miofT az un bala!
yar bala!
khob bia beshin ru zamin!
valla!!!
:D
من محكم چسبيده ام به سقف و محال است كنده شدنم ... اما نگاه مي كنم به انبوهي از لجن كه آرام آرام بالا مي آيد ... آرام آرام بالا مي آيد
اين موزيك بدجوري چسبيد ... شعر هاي زيباي شما رو مي خونيم و اين موزيك همراه مي شه با ما، اساسي
.
.
.
دم شما گرم
بد جوري با اين شعر ارتباط برقرار كردم
خیلی دردناک بود!همه چیز در این کار غم انگیز بود حتی اگر این جاذبه وجود نداشت و حتی اگر هیچ وقت پایین نیفتیم
.
.
.
ممنون که با تمام مشغله هایت سر می زنی
انتقاد هم به روی چشم
بر می گردم
درود
Beautiful and doleful.I loved it especially "بهشت کرمها". Thank you Reza. Saeid
اینجا سرای کرکسان رو قبول دارم ولی بهشت کرم ها نیست ! بهشت فاحشه هاست !
kheili ghashang bood besiar khoshemaan aamad...
Post a Comment