ابرها سپید گونه می خوانند رنج مرا
و رودها آبی گونه می خوانند غربت مرا
اما، گل ها سرخ گونه می خوانند تو را
و تو، نمی دانم به چه رنگ می خوانی مرا ؟
چشم ها را چه شدست ؟
که سرخی هردم عمیق تر می گردد !
گل ها حقیقی اند یا باز هم خیال ؟
این بار شاید حقیقت است
حقیقتی زیباتر از همه ی آن خیالات خوش
ای کاش ...

1 comments:
خواب
.
.
.
Post a Comment