Friday, June 24, 2011
Wednesday, February 23, 2011
...این من
Wednesday, February 23, 2011
بار دیگر سلام بر زاد روز من
سال ها می گذرند
از پس لحظه ها و ساعت ها و روزها
و من
همچنان همان من غریب، همان من بیهوده، همان من پوچ
تنها فرق منِ این روزها، گرانیست!
منی که تمام منیتش را به نگاهی می فروخت
اکنون گران می بیند، گران می آید و گران می خواهد
شاید این همان خاصیت لحظه های فراق است،
تنفر،
انتقام.
و سرانجام،
آسودگی.
Monday, January 10, 2011
!یا سمیع
Monday, January 10, 2011
قبله بیار، می افتم
خاک بیار، می بوسم
ورد بگو، می خوانم
تنها بگو این کبریایی عرش،
گوش هم دارد یا سمیع؟!
Saturday, January 1, 2011
باختی
Saturday, January 1, 2011
این ضربدر سیاه در کدامین نگاهت خفته بود
که این چنین سوزاند سینه ی کاغذیم
چه سفید ره به آغوشت گشوده بودم
و چه سبز طفلمان را بوسه می زدم
سرخ بودی
سرخ بودی و سرخ ماندی
سرخ بودی و سرخ می مانی
ای بازنده ی زیبایم
ای بازنده ی محبوبم
ای بازنده ی سیاه ...
Tuesday, December 7, 2010
...
Tuesday, December 7, 2010
گل سرخم به سطل زباله ای پر پر شد ...
باشد تا کودکی فقیر بخندد با عروسک ها ...
مرهمی شاید، بر اندوه من ...
باشد تا کودکی فقیر گرم شود با آن شال ...
مرهمی شاید، بر سرمای من ...
گل سرخم به سطل زباله ای پر پر شد ...
Monday, November 8, 2010
ماه من
Monday, November 8, 2010
تا صبح خورشید می خواستی و من، چشم به ماه
تا صبح سکوت می نالیدی و من، اشک و آه
تا صبح خواب می بوسیدی و من، گونه ها
Tuesday, October 19, 2010
روزگار
Tuesday, October 19, 2010
چشمانم را خواهم بست بر زلالی خیالات قلبم
و از پس غبار خاکستری سیگار، نگاه می کنم به روزگار
روزگاری که بر نمی تابد شکلات تلخ را
روزگاری که به قتل رسانده است آن کودک بی گناه را
و روزگاری که محبت را در نطفه خفه کرده است
و دوست داشتن را، به جز وارستگی، معنا
پ.ن : مدت ها پیش نوشته بودمش؛ اما نمی دانم چگونه فراموشش کرده بودم؟!
پ.ن : مدت ها پیش نوشته بودمش؛ اما نمی دانم چگونه فراموشش کرده بودم؟!
Subscribe to:
Posts (Atom)
